تبلیغات
زندگی نامه - مطالب ابر زندگینامه سعدی به زبان ساده
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : محسن بابا
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
زندگی نامه
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
جمعه 25 بهمن 1392 :: نویسنده : محسن بابا

سعدی در شیراز مرکز فارس در حوالی سال  563 دیده به جهان گشود و نام او رامصلح الدین یا به قولی مشرف الدین عبد الله گذاشتند

در آن زمان در شیراز اتابکان فرمان میراندند . به مرور که قدرت سلجوقیان کاهش یافت سلسله های محلی به وجود میامدند و نیرو میگرفتند اتابکان نه تنها در شیراز بلکه در دمشق ، موصل  ، بین النهرین  ، حلب و آذربایجان  دستی داشتند  این حکومت های کوچک که اهمیت آنها از یک شهرستان تا یک سلطان نشین تغییر میکرد نسبت به یک پادشاه ابراز اطاعت میکردند ولی در عمل مستقل بودند

هنگام تولد سعدی حکمران شیراز اتابک مظفر الدین تکله سومین پادشاه از اتابکان فارس بود از ده سال پیش تکله در مقابل اتبکان عراق بدشواری مقاومت میکرد و همچنین مورد دستبرد و غارت اتابکان آذربایجان نیز  قرار میگرفت

شاعر پر آوازه در میان همه این بی نظمی ها در شهر شیراز  رشد میکرد پدر سعدی ، عبدالله در خدمت سعد بن زنگی بود که احتمال دارد شاعر  شیرین سخن شیراز نیز به عنوان حق شناسی تخلص سعدی را برای خود انتخاب کرده باید

یکی از مشخصات نبوغ سعدی در این است که از کوچکترین حادثه زندگی خود  درسی اخلاقی میدهد در چندین جای کلیات کودکی او مطرح است و چنین مینماید که وی از دوران طفولیت خود خاطره ای دلنشین و در عین حال حزن انگیز دارد چگونگی سالهای خردسالیش در بوستان آمده که از 1آنجا میتوان فهمید پدرش از کارکنان ساده دیوان اما در رفاه بوده

ز عهد پدر یاد دارم همی                      که باران رحمت بر او هر دمی

که طفلیم لوح و دفتر خرید                   ز بهر یکی خاتم زر خرید

بدر کرد ناگه یکی مشتری                    به خرمایی و از دستم انگشتری

بعد از مرگ پدر سعدی در شیراز تنها ماند در سایه توجه اتابک سعدی که در از همان دورانبر اثر هوش و ذکاوت بالای خود نزد همه انگشت نما بود رهسپار بغداد گشت و وارد مدرسه نظام شد و از سال 574 تا 604 یعنی تا سال فوت اتابک سعد بن زنگی و بر تخت نشستن فرزندش ابوبکردر بغداد ماند

هنگامی که سعدی برای تحصیل به نظامیه رفت ، مدرسه از گذشته ای پر اتخار بر خوردار بود . تا زمان سعدی متعدد نظامیه کتبی در مورد الهیات ، فقه ، تفسیر قرآن تالیف کرده بودند که نشان دهنده بزرگی و اعتبار مدرسه در آن زمان میباشد

سالهای مسافرت

سعدی در کلیات از سفر به  آسیای مرکزی ، هندوستان ، شام ، مصر ، عربستان ، حبشه و مغرب  بدون کمترین سرنخی برای ترتیب این سفرها معلوم شود نام برده است

میتوان چنین تصور کرد که سعدی سفرهای خود را با عزیمت مجدد به سمت مشرق آغاز کرد .  اگر سعدی از شیراز عزیمت میکرد می توانست یک راست  از راه کرمان و سیستان و خراسان به بلخ رسد . مسافر بلخ ناچار به جنوب شرقی عزیمت می کرد و از گردنه های کوه بابا میگذشت و به بامیان میرسید و از آنجا راهی هندوستان

در مورد سفر به هندوستان و مدت اقامت و مکان های بازید سعدی  در هند تناقص های زیادی وجود دارددر عین حال هنگام بازگشت از هند سعدی به همرا یک کشتی بازرگانی وارد جزیره کیش میشود - که در آن زمان مرکز اقتصادی ایران به شمار میرفته است - حال پایان سفر نیست چون شاعر به جای بازگشت به زادگاه خود شیراز به زیارت خانه خدا میرود در مسیر حرکت خود به سوی شهر مقدس مکه در صهعا توقف میکند وی در این شهر یکبار دیگر ازواج میکند که حاصل آن یک فرزند کوچک هست که رشته ایس که او را به آن سرزمین پیوند داده است . ناگهان این کودک در گذشت درد و غضه پدر همان بود که معمولا به پدران در چنین مصیبتی وارد میشود

به صنعا درم طفلی اندر گذشت                چه گویم کز آنم چه بر سر گذشت

در این باغ سروی نیامد بلند                      که باد اجل بیخ عمرش نکند

عجب نیست بر خاک اگر گل شکفت          که چندین گل اندام در خاک خفت

خانواده سعدی از هم میپاشد و او دیگر جز به ادامه سفر نمی اندیشد تا شاید از اندوهی که در این شهر محصور در میان کوهها خفه اش میکند رهایی یابد ، سعدی عازم مکه شده و بعد از انجام  مناسک حج ، عازم مصر میشود و بعد از چندی به دلیل شروع جنگ های صلیبی عازم تونس شد و بعد ار آرام شدن جنگ سعدی با کشتی به سمت شیراز راه افتاد که ابتدا در بیت المقدس توقفی کوتاه میکند  و از آنجا به سوی دمشق رهسپار می شود و در سایه امنیت شهر دمشق فرصت مطالعه و بحث با دانشمندان را نیز بدست آورد

حال موقع بازگشت رسیده ; سعدی رفته رفته خستگی و حسرت دیدار آسمان ایران را در دل خود احساس میکند

در اقصای عالم بگشتم بسی               بسر بردم ایام با هر کسی

تمتع ز هر گوشه ای یافتم                    ز هر خرمی خوشه ای یافتم

چو پاکان شیراز خاکی نهاد                   ندیدم که رحمت بر آن خاک باد

تولای مردان این پاک بوم                      بر انگیختم خاطر از شام و روم

دریغ آمدم زان همه بوستان                  تهیدست رفن بر دوستان

 

دوران کهولت

سرانجام در حالی که قلب سعدی میتپید شیراز جلو چشمان او نمایان گشت و  در واقع موقع تقاعد سعدی از مسافرت فرا رسیده بود ، تقاعدی داوطلبانه و سرشار از سربلندی و مجاهدت

 تا این زمان سعدی فقط اشعاری بصورت مجزا سروده بود ، در طی دو سال دو شاهکار شعر اخلاقی او یعنی بوستان در سال 636 و گلستان در سال بعد آن 637 خاتمه یافت که نام سعدی را جاودان کردند

سعدی با خاطری آسوده به آرامی به پایان عمر خود نزدیک میشد . از مرگ بانیان عظیم الشان اندیش ایرانی مانند خواجه نصیر الدین طوسی ، شمس تبریزی ، جلال الدین رومی دیری نمیگذشت و سعدی در میان شاعران موفق نسل جدید تنها به جا مانده بود

از طرف دیگر به مرور که سعدی سالخرده تر میشد آشکار بود که تاثیر سخن او رفته رفته نه تنها در شیراز بلکه در دیگر شهر های ایران نیز به شعر فارسی رنگ و بویی تازه می بخشید

تاریخ وفات سعدی موضوعی بسیار مبهم و بحث انگیزست زیرا شرح حال نویسان دو تاریخ وفات برای او ترسیم کردند یکی  17 آذر 670 و دیگری  ( بزرگانی مانند جامی )  مهر ماه سال 671 را تاریخ وفات این بزرگ مرد پارسی میدانند

سعدی در بحبوحه اشتهار از دنیا رفت و شهرتی پایدار از خود بجا نهاد ، وی از زندگی چیزی انتظار نداشت و تا میتوانست از زیاده طلبی پرهیز میکرد به این اکتفا مینمود که افتخاری برای شیراز زادگاه خود میراث بگذارد ، شیراز نیز نبوغ شاعر خود را درک کرده بود . سعدی در نزدیکی بقعه خود در حومه شهر به خاک سپرده شد دیری نپایید که مرقد او زیارتگاه عشاق زبان و ادب پارسی شد

 

شهرت سعدی

الشیخ‌الامام المحقق ملک‌الکلام افصح المتکلمین ابومحمد مشرف‌الدین (شرف‌الدین) مصلح‌بن عبدالله‌بن مشرف‌السعدى الشیرازى بزرگترین شاعرى است که بعد از فردوسى در آسمان ادب فارسى درخشیده است و هنوز مى‌درخشد. در نام و نسب و تاریخ وفات این استاد بزرگ میان نویسندگان و مؤلفان قدیم اختلاف است و سرچشمهٔ این اختلاف‌ها شهرت فراوان سعدى و افتادن نام بلندش در افواه خاص و عام است. اما بنابر آنچه از تحقیق در مأخذهاى موثق برمى‌آید نام و نسب درست او همان است که در آغاز این مقال آمده است.

تخلص ”سعدی“به‌سبب انتساب این استاد سخن به سعد‌بن ابى‌بکر بن سعد بن زنگى‌ است.

شهرتى که سعدى در حیات خود به‌دست آورد بعد از مرگ او با سرعتى بى‌سابقه افزایش یافت و او به‌زودى به‌عنوان بهترین شاعر زبان فارسى و یا یکى از بهترین و بزرگترین آنان شناخته شد و سخن او معیار و محک فصیحان و بلیغان فارسى‌زبان قرار گرفت.

شهرت سعدى معلول چند خاصیت در او است. نخست اینکه سعدى زبان فصیح و بیان معجزآساى خود را تنها وقف مدح و یا بیان احساسات عاشقانه نکرد بلکه بیشتر آن را به‌خدمت ابناء نوع گماشت و در راه سعادت آدمیزادگان به‌کار برد. دوم آنکه وى نویسنده و شاعرى جهاندیده و سرد و گرم روزگار چشیده و مطلع بود. سوم آنکه سخن گرم و لطیف خود را همراه با مثل‌ها و حکایت‌هاى دلپذیر بیان کرد. چهارم آنکه در مدح و غزل راهى نو و تازه پیش گرفت. و پنجم آنکه در عین وعظ و حکمت و هدایت خلق شاعرى شوخ و بذله‌گو و شیرین‌بیان است و خواننده خواه و ناخواه مجذوب او مى‌شود.

بالاتر از همهٔ اینها فصاحت و شیوائى کلام سعدى در سخن به پایه‌اى است که واقعاً او را سزاوار عنوان ”سعدى‌ آخرالزمان“ (هرکس به‌زمان خویش بودند من سعدى آخرالزمانم) ساخته است. وى توانست زبان ساده و فصیح استادان پیشین را احیاء کند و از قید تکلف‌هائى که در نیمهٔ دوم قرن ششم و قرن هفتم گریبانگیر سخن فارسى شده بود رهائى بخشد و شعر پارسى را که بعد از رودکى و دقیقى و فرخى و فردوسى به‌تدریج به تعقید و ابهام و تکرار معانى گرائیده و با لفظ‌هاى مغلق و دشوار و گاه دور از ذوق سلیم آمیخته شده بود، به‌همان درجه از کمال و زیبائى و جلا و روشنائى و لطف و دلربائى برساند که فردوسى رسانیده بود.

سعدى در این نهضت و بازگشت به روش فصیحان متقدم در حقیقت به اساس و مبناى کار آنان توجه داشت نه به ظاهر قول‌هاى آنان. بدین لحاظ سعدى در شعر، همچنان‌که در نثر، سبکى نو دارد و آن ایراد معنى‌ها و مضمون‌هاى بسیار تازه و لطیف و ابداعى در لفظ‌هاى ساده و روان و سهل است که در عین حال همهٔ شرط‌هاى فصاحت را به‌حد اعلاء در بردارد.

سعدى با آنکه در ادب عربى و دانش‌هاى شرعى و دینى تبحر کافى داشت هیچ‌گاه فارسى را فداى لفظ‌هاى غریب عربى نکرد به‌نحوى که نزدیک به تمام واژه‌هاى تازى که به‌کار برده است از نوع لغت‌هائى هستند که در زبان فارسى رسوخ کرده و رواج یافته و مستعمل و مفهوم بوده‌اند. در شعر و نثر سعدى شیوهٔ شاعران قرن ششم و هفتم که مبالغه در ایراد واژه‌ها و ترکیب‌هاى دشوار عربى بود تعدیل گردید. متقدمان پارسى‌زبان در توصیف شعر سعدى دیوان او را ”نمکدان شعر“ (تذکرةالشعراء، ص ۲۳۳) گفته‌اند و الحق این تعبیرى است سزاوار و رسا، چه به حقیقت شعر سعدى همگى ”نمک“ و ”مزه“ و ”شیرینی“ و ”لطافت“ است.

 

اخلاق  سعدی

سعدی مانند لوکرس یا وینیی شاعر فیلسوف نیست . سعدی شاعری است که تعالیم اخلاقی میدهد ، تعلیم دهنه اخلاقی به معنی دقیق کلمه ، یعنی مصنفی است که رسوم و عادات و افعال و خلقیات معاصران خود را مورد مطالعه قرار میدهد

اما این اخلاق بیش از هر چیز حائز جنبه عملی است و در وهله اول باید همین جنبه عملی اخلاق سعدی را در نظر گرفت . سعدی پیش از آن انسان را بذاته مورد مطالعه قرار دهد به موضع گیری وی در برابر همنوعان مینگرد: خطاها و عیب ها را می بیند و به دور از هر نوع انتقاد نیشدار میکوشد در اشعار خو آداب و قوعاد بهتری را پیشنهاد دهد خود این موضوع را به کرات و آشکارا گوشزد میکند

اگر در سرای سعادت کس است                         ز گفتار سعدیش حرفی بس است

پند سعدی به گوش جان بشنو                             ره چنین است مرد باش و برو

سخن سودمند است اگر بشنوی                         به مردان رسی گر طریقت روی

اما سخنان سعدی مثال است و پند ،خواننده باید پند را در بین سطور حکایات جستجو کند .از این پندهای گوناگون یک فاسفه عملی حاصل میشود که بواقع اندک مبهم و دشوار یاب است ولی کامل

بر این اخلاق - که به آدم طرز رفتار در برابر همنوعان را تعلیم میدهد -  یک رشته نکات روان شناختی نیز افزوده میشود که سیمای انسان آرمانی سعدی را میسر میسازد و چون فرد بی ایمان به آفریدگار همیشه بشری ناقص است بنابر این سعدی بارها  مساله ارتباط بین انسان و خداوند رو طرح میکند

 

برای مطالعه متن کامل به ادامه مطلب مراجعه کنید



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : سعدی، زندگینامه سعدی شاعر، زندگینامه سعدی به زبان ساده، زندگینامه سعدی شیرازی، سعدی شیرازی،
لینک های مرتبط :