تبلیغات
زندگی نامه - زندگینامه چارلز دیکنز
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : محسن بابا
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
زندگی نامه
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
شنبه 10 اسفند 1392 :: نویسنده : محسن بابا

«چارلز دیكنز» در هفتم فوریه 1812، در «پورتس موث» انگلستان به دنیا آمد‌. وی دومین فرزند از هشت فرزند «الیزابت دیکنز» و «جان دیکنز» بود‌. سالهای اولیه زندگی‌ دیكنز به صورت داستان بوده است‌. او خود را پسری کوچک و نه چندان تحت مراقبت می‌پنداشت و بیشتر وقت خود را در بیرون از خانه می گذراند. دیكنز به شکلی سیری ناپذیر و با علاقه‌ای خاص، رمانهای «توبیاس اسمولت»‌ و «هنری فیلدینگ» را می‌خواند. خانواده‌ دیكنز تا حدودی ثروتمند بودند و او برای مدتی در مدرسه‌ خصوصی «ویلیام گیلز‌» آموزش دید. اما این دوران رفاه ناگهان به سر آمد؛ زیرا پدرش پول زیادی را صرف امور تفریحی و حفظ موقعیت اجتماعی‌ خود نمود و سرانجام به علت بدهی، در زندان بدهکاران لندن، «‌مارشالسی‌»، زندانی شد.

دیکنز در سن 12 سالگی فکر می­کرد كه به اندازه‌ کافی بزرگ شده است. از این رو در کارخانه‌ قایق‌سازی مشغول به كار شد. او روزانه ده ساعت كار می كرد و با شش شلینگی که در هفته دریافت می نمود، مجبور بود کرایه خانه را بپردازد و به خانواده‌اش که به همراه پدر در زندان مارشالسی بودند، کمک کند.

بعد از مدتی، موقعیت مالی خانواده به واسطه‌ پولی که از خانواده‌ پدرش به ارث رسید، بهبود یافت. با وجود این، مادر چارلز به دلیل بدهی خود به كارخانه‌، او را از کار در آن محیط باز نداشت و البته، دیکنز هم هرگز مادرش را نبخشید؛ دلخوری و رنجش دیكنز از موقعیتی که در آن زندگی می‌کرد، درون‌مایه اصلی آثار او را شکل ‌داد. در این ارتباط دیکنز در رمان خود با نام «‌دیوید کاپرفیلد‌» - که به روشنی به شرح زندگی نویسنده می‌پردازد ‌- نوشته است :

«‌برای من هیچ‌گونه پند‌، تشویق‌، دلداری‌، یاری و حمایتی از سوی هیچ كس وجود نداشت؛ به گونه ای که امیدوار بودم زودتر به بهشت بروم‌»

در ماه می سال 1827، دیکنز در اداره‌ الیس و بلکمور به عنوان کارمند حقوق شروع به کار كرد‌. او از زمانی كه دانشجوی سال آخر بود، استعداد وکیل شدن را داشت؛ حرفه‌ای که بعد‌ها در بسیاری از آثارش، تنفر خود را از آن نشان داد‌. وی در سن 17 سالگی به عنوان تند‌نویس در دادگاه مشغول به کار شد

در سال 1830، دیکنز اولین عشق خود «ماریا بیدنل»‌ را ملاقات کرد؛ کسی که مدل شخصیت «دورا‌» در رمان «‌دیوید کاپرفیلد‌« بود. سرانجام، رابطه‌ عشقی آنها با نارضایتی خانواده‌ دورا روبرو شد. دیکنز در سال 1834‌، حرفه‌ روزنامه‌نگاری را در پیش گرفت‌. او از بحث‌های مجلس گزارش تهیه می‌کرد و با سفر به تمام نقاط كشور، پیکار‌های انتخاباتی را پوشش می داد‌. وی در سال 1836 با «کاترین تامپسون هوگارتس»‌ دختر «جورج هوگارتس»‌ ویراستار روزنامه عصر (evening chronicle) ازدواج کرد‌؛ ازدواجی که ثمره آن، ده فرزند برای چارلز دیکنز و همسرش بود

دیكنز برای مدت كوتاهی در خارج از انگلستان ( ‌1844 در ایتالیا و 1846 در سوئد) ساكن شد و پس از آن، فعالیتهای خود را را با نوشتن رمانهای «‌دیوید کاپرفیلد» (1849-50‌)، «‌خانه‌ متروکه» (1852-53)‌، «‌دوران سختی» (1854‌)، «دوریت کوچک» (1857‌‌)، «‌افسانه‌ دو شهر» (1859) و «‌انتظار بزرگ» (1861) ادامه داد. وی همچنین ناشر، ویراستار و یکی از نویسندگان اصلی روزنامه های «‌رواواژه» (1850- 59) و «تمام سال» (1858-70 ) بود‌

دیکنز در سال 1858 از همسرش جدا شد‌. در آن زمان، طلاق بویژه برای شخص مشهوری چون او، امری غیر قابل تصور بود؛. به همین دلیل، وی همسرش را به مدت بیست سال در خانه خود نگاه داشت؛ تا اینکه همسرش فوت کرد و در طول این مدت، در اماکن عمومی وانمود می كردند كه با یكدیگر مشكلی ندارند.

تفسیرهای اجتماعی

رمانهای چارلز دیکنز با وجود دارا بودن تمامی ویژگیهای یک رمان موفق، به تفسیر و نقد جامعه نیز می‌پردازند. دیکنز یک منتقد خشمگین نسبت به مسایلی همچون فقر و طبقه‌بندی‌های جامعه‌ مربوط به زمان سلطنت «ملکه ویکتوریا» بود. او در تمامی آثارش‌، تمرکز خود را بر انسانهایی با ویژگیها و شیوه‌ زندگی مشترک قرار می دهد. دومین رمان دیکنز‌ به نام «الیور تویست» (‌1839‌)‌ با توصیف هایش از فقر و جنایتهای شهری، خوانندگان را شوکه کرد و به ارائه تصویری شفاف و حقیقی از فضای كثیف لندن پرداخت. پس از آن با نشان دادن شرایط غم‌انگیز فاحشه ای به نام «نانسی‌»  تصویری از مرام انسانی چنین زنانی را در ذهن عموم خوانندگان بر جای گذاشت؛‌ زنانی که تا قبل از آن، مایه‌ بدبختی و تأسف تلقی می‌شدند؛ که نتیجه‌ سیستم اقتصادی و طبقه‌بندی ویکتوریایی بود.

فن نویسندگی

دیکنز در بیشتر داستانهایش با استفاده از شخصیت‌های آرمان‌گرا و عاطفی که در تضاد با واقعیت‌های زشت جامعه است‌، به توصیف رویدادها می پردازد. برای مثال، صحنه‌ مرگ نل کوچک در رمان «‌فروشگاه عجایب قدیمی» به طور باور نکردنی، خوانندگان معاصر را تحت تاثیر قرار می دهد. «چسترتون‌» نویسنده‌ انگلیسی در این مورد می‌گوید :

«‌این مرگ نل کوچک نیست‌، بلکه زندگی اوست‌؛ چیزی که من به آن اعتراض دارم».

چارلز دیکنز در رمان «الیور تویست»‌، تصویر پسری جوان و آرمانگرا را به نمایش می گذارد که از سرشت بسیار خوبی برخوردار است؛ به گونه ای که ارزشهای اخلاقی‌اش هرگز تحت تأثیر قرار نمی‌گیرد.

دیکنز در بیشتر رمانهایش تمركز خود را بر شخصیتی آرمانگرا قرار می دهد؛ مانند «سامرسون» در خانه‌ متروکه و «دوریت»‌ در دوریت کوچک. این آرمانگرایی، تنها به روشنگری و برجسته کردن هدف اصلی دیکنز که نشان دادن وضعیت تاسف بار جامعه است، کمک می‌کند. او در رمانهای خود، به واقعیت‌های اجتماعی نیز می‌پردازد

دیکنز از اتفاقات غیر قابل پیش‌بینی هم استفاده می‌کند ‌(‌برای مثال، در رمان الیور تویست ناگهان مشخص می‌شود که او برادر‌زاده‌ گمشده‌ خانواده‌ای از طبقه‌ ثروتمند است و به طور ناگهانی، از خطر دسته‌ جیب‌برها نجات پیدا می كند)‌. این پیشامدهای غیر منتظره، محور اصلی رمانهای قرن هجدهم همچون «هنری فیلدینگ» بودند؛ رمانهایی که دیکنز بسیار دوست داشت. از نظر او این پیشامدها تنها وسیله‌ای برای طرح مسئله و نوشتن داستان نبود، بلکه به عنوان نشانه ای از انسانیت به شمار می رفت. وی بر این باور بود كه سرانجام، این خوبی است که برنده می‌شود؛ آن هم از راههای غیر منتظره‌

عناصر زیست نامه‌ای‌

در اغلب داستانها، شرح حالی از زندگی‌ خود نویسنده نیز به چشم می خورد، اما در مورد دیکنز، این امر بسیار برجسته و قابل توجه است؛ اگرچه او در تلاش است تا آنچه را كه خود، گذشته­ ننگین می‌داند، افشا نکند‌، «دیوید کاپرفیلد» یکی از نزدیکترین شخصیت‌ها به خود نویسنده است‌. صحنه‌های «خانه­ متروکه»، برگرفته از مشاجره های تمام نشدنی دادگاه و بحث‌های حقوقی حاصل از آن در دوره‌ ای است كه دیكنز، منشی دادگاه بوده است.

خانواده‌ دیکنز به دلیل فقر به زندان فرستاده شدند؛ داستان مشترکی که در بسیاری از کتابهایش وجود دارد. جزئیات زندگی در زندان «مارشالسی» كه در رمان «دوریت کوچک» آمده، به دلیل تجربه های خود دیکنز از این موقعیت است‌. نل کوچک در رمان «فروشگاه عجایب کهنه»، تصویری را از خواهر زن دیکنز به نمایش می گذارد. پدر «نیکلاس نیکل بای» نیز به احتمال زیاد، پدر خود دیکنز است؛ همانگونه که خانم «نیکل بای» شبیه مادرش است. شخصیت پرافاده و مغرور «پیپ» در رمان «انتظار بزرگ»، شباهتهای نزدیکی با خود نویسنده دارد‌. دیکنز از تجربه های دوران کودکی‌اش استفاده می كرد؛ اما از وجود آنها خجالت زده بود و نمی‌خواست فاش کند که آنها را در زندگی کثیفی که فقر برایش ساخته بود، تجربه كرده است.

شش سال بعد از مرگ دیکنز، «جان فارستر»،‌ زندگینامه‌ او را منتشر كرد‌. گذشته‌ ننگین او در دوران ویکتوریایی‌ می‌توانست شهرت و آوازه اش را لکه‌دار کند‌؛ همان‌گونه که برای تعدادی از شخصیت‌های رمان‌هایش، این اتفاق افتاد؛ و شاید این چیزی بود که خود دیکنز از آن می‌ترسید‌.

آثار دیکنز

دیکنز آثار بسیاری به شكل رمان و داستانهای کوتاه دارد. او بیشتر آثار معروف خود مانند «الیور تویست» را به صورت داستانهای زنجیره ای در روزنامه‌ها و هفته‌نامه‌ها منتشر می‌کرد؛ که بعدها در قالب کتاب جمع‌آوری شدند


آقای پیکویک (The Pickwick Papers-1837)

الیور تویست (The Adventures of Oliver Twist- 1838 )

نیکلاس نیکلبی (The Life and Adventures of Nicholas Nickleby - 1839 )

دکان کهنه شگفت (The Old Curiosity Shop - 1840 )

بارنابی روج (Barnaby Rudge - 1841 )

سرود کریسمس (A Christmas Carol- 1843 )

مارتین چوزلویت (The Life and Adventures of Martin Chuzzlewit- 1844 )

دامبی و پسر (Dombey and Son- 1848 )

دیوید کاپرفیلد (David Copperfield- 1853 )

خانه غمزده (Bleak House- 1853 )

دوران مشقت (Hard Times: For These Times- 1854 )

دوریت کوچک (Little Dorrit - 1857)

داستان دو شهر (A Tale of Two Cities- 1859 )

آرزوهای بزرگ (Great Expectations- 1861 )

دوست مشترکمان (Our Mutual Friend- 1865 )

عبور ممنوع (No Thoroughfare- 1867)به همراه ویلکی کالینز

اسرار ادوین درود (The Mystery of Edwin Drood- 1870)


                               برای مطالعه متن کامل به ادامه مطلب مراجعه کنید

شیوهٔ نوشتار

دیکنز نیز مانند بسیاری از رمان‌نویسان دیگر (جورج الیوت، امیل زولا، دفو و…) از روزنامه‌نگاری شروع کرد و سپس از واقعیت به خیال گرایید. وی نیز مانند دیوید کاپرفیلد را در حالی می‌نوشت که مقید به سخن دیگران بود. کارش در مقام گزارشگر مذاکرات پارلمانی به او سرعت و دقت آموخت. از گزارشگری به شکل آزادتری از روزنامه‌نگاری گروید: « طرح واره‌ هایی از بوز » در معنا مجموعه مقالاتی است که جریان تکامل رشد تدریجی این داستان‌سرا، شخصیت‌ آفرین و تحلیل‌گر محیط‌ ها و اشیا را به دست می‌دهد. او هرچند هرگز از روزنامه‌نگاری نبرید و همواره سردبیر مجلات و سرگرم نوشتن مقالاتی برای روزنامه‌ ها و سخنرانی‌ ها بود، اما اثر ذکر شده، مثالی روشن از کوشش روزنامه‌نگاری است در اعتلا بخشی به استعدادهای نویسندگی خویش.

دیکنز ارائه کننده عوالم شهر است. دگرگونی شهر – چه از لحاظ اقتصادی و چه اجتماعی – و چیرگی او بر توصیف این دگرگونی‌ها. در طرحواره‌ ها به وضوح این توانایی را می‌بینیم. توصیف یک عمارت یا مؤسسه از زبان دیکنز، چیزی ورای وصفی خشک و خالی است از عمارتی بی‌جان. او ناظر تغیرپذیری ظاهر است و چنان توصیف می‌کند که گویی این عمارت ساکن نیست. او اشیا را در قیاس جنبه‌های متحرک جامعه‌ای می‌بیند که در حال تبدل است. وقتی خیابان‌ های کثیف لندن را توصیف می‌کند چنین به ما می‌گوید: « نم همین قدر دزدانه و نرم فرود می‌آید که سنگفرش خیابان‌ها را چرب کند. » می‌گوید: « چراغ‌های گازی به علت مه سنگین و تنبلی که بر هر چیز می‌نشیند رخشنده‌تر می‌نمایند. » توصیف طرح‌واره‌ ها چیزی است بسیار سینمایی که از خودداری دیکنز در توصیف صحنه‌ های ساکن مایه می‌گیرد. اگر هم استثنایی بارز به چشم بیاید، بی‌گمان مؤید قاعده‌است.

طرح‌واره‌ هایی از بوز، از ذوق و استعداد کمدی دیکنز نیز جان می‌گیرد. او کمدی را به گونه‌ای توصیف می‌کند که ما متوجه تأثیر گرفتن او از این تجربه می‌شویم. بازیگران زن و دلقک‌ ها اغراق شده‌اند، اما این اغراق به طور قطع ملهم از مبادی تئاتر روزگار خویشند. یکی دیگر از استعدادهای نمایشی دیکنز، تأثر انگیزی و خوشمزگی است. یکی از طرحواره‌ های اولیه یعنی «مغازهٔ گروگیر» این تأثرانگیزی را به گونه‌ای شایان بیان می‌کند. در این اثر، هم تجزیه و تحلیل است و هم اقناع – که هم تفاهم برانگیز است و هم ترحم‌انگیز.

«دیوید کاپرفیلد» به دوران پختگی و کمال هنری دیکنز تعلق دارد. حجم انتقاد صریح اجتماعی در این رمان کمتر از نوشته‌های دیگرست. در این جا توجه نویسنده بیشتر به ماجراهای خانگی و روحانی است تا بی‌دادهای اجتماعی. هرچند با زندگی‌ای که خود نویسنده داشته‌است، طبعاً توجه به مسائل روانشناختی از دید اجتماعی بارز و آشکار است. خفت‌های شخصیت «پیپ» در این رمان، فرازجویی‌هایش، بزرگ‌منشی‌های به خود بسته‌اش و نیز ترقی و تنزلش همه سمبول‌های اجتماعی قابل شناخت‌اند. این رمان در آن واحد تصویر یک شخصیت خاص و یک تعمیم نیرومند است.

دیکنز در چند رمان بعدی دیگرش رنجی بر خود هموار می‌سازد تا از هرگونه راه‌حل ساده‌ای اجتناب کند. «دوران مشقت»، «دوریت کوچک»، «داستان دو شهر» و «آرزوهای بزرگ» دامنهٔ توقع خود را از خواسته محدود می‌کنند و از ما توقع ندارند که بنشینیم و همه کسانی را که اکنون پس از آن همه رنج، به رفاه رسیده‌اند، ببینیم. اگرچه پرداخت شخصیت‌های متعلق به طبقهٔ کارگر و مسائل صنعتی به شیوه‌ای زمخت و احساساتی انجام شود، هنر«دوران سختی» در نوعی صداقت دربارهٔ تقلید اجتماعی شخصیت داستان است. ما در این جا بر خلاف «خانهٔ قانون‌زده»، از پی تشریح تخریب، در رسیدن ساختمانی در مقیاس کوچک را نمی‌بینیم.


کودکی و نوجوانی

چارلز دیکنز در ۷ فوریه ۱۸۱۲ در لندپورت پورتسی متولد شد. او دومین پسر جان دیکنز، کارمند اداره کارپردازی بحریه بود. پدرش اهل لاابالی‌گری و وامداری بود و کار را به جایی رساند که او را به زندان مارشالسی انداختند. به همین دلیل دیکنز ۱۲ ساله را برای تأمین معاش خانه به کارخانهٔ واکس سازیِ «وارن» فرستادند. او تا آزادی پدرش از زندان هم‌چنان مجبور به کار بود تا بالاخره بعد از مراجعت پدر توانست به مدرسه بازگردد.

روزنامه نگاری و اولین رمان ها

دیکنز بعد از پایان دوره مدرسه در دفتر وکالتی مشغول به کار شد و پس از بررسی زندگی شلوغ و متنوع لندن، بر آن شد تا روزنامه‌ نگار شود. در این دوره، در شیوه‌ ای سخت از خلاصه‌نویسی، توانایی خود را نشان داد و در مارس ۱۸۳۲ در حالی‌که جوانی حدوداً ۲۰ ساله بود، خبرنگار امور عمومی و پارلمانی شد.

دیکنز در سال ۱۸۲۹ دلدادهٔ دختری به نام ماریا بیدنل شد، اما والدین ماریا او را از لحاظ اجتماعی در سطحی نازلتر از خود، یافتند. این دلباختگی و برخوردی دیگر با او در میانسالی دیکنز، بعدها در عشق شخصیت معروف رمانش «دیوید کاپرفیلد» به دختری به نام «دورا» بازتاب یافت.

نخستین طرح‌وارهٔ دیکنز به سال ۱۸۳۳ با پیوستن به «مورنینگ کرونیکل» به عنوان «ناهار در پوپلار» منتشر شد و در پی آن، طرح‌واره‌ های دیگر انتشار یافت. او در این سال‌ ها با پرسه در نواحی خارج از لندن و حضور در گردهمایی‌ های انتخابات مقدماتی مجلس و تهیه گزارش از آن، وارد زندگی اجتماعی ای شد که گسترش آن، سریع و لحظه به لحظه بود.

او در اوایل سال ۱۸۳۶، دو ماه پس از انتشار «طرح‌واره‌هایی از بوز»، با «کاترین هوگارت» ازدواج کرد و پس از آن برای نوشتن داستان زنجیره‌ایی که بعدها «نامه‌های پیکویک» نام گرفت، قرارداد بست. او پیش از آن سردبیری «بنتلیز مسیلانی» را پذیرفته بود که در آن، از سال ۱۸۳۷ تا ۱۸۳۹ «الیور تویست» منتشر شد.

دیکنز در اوایل ۱۸۳۷، صاحب اولین فرزند خود از ده فرزند شد و در ماه مه، شاهد مرگ خواهر همسرش بود که از اوایل زندگی مشترک آن دو، با آن‌ها زیسته بود. یاد فقدان شدید او برای دیکنز بعدها در بیماری سخت «رز میلی» در الیور تویست بزرگ داشته شد.

فعالیت‌های اجتماعی

در سال ۱۸۳۸ از مدارس ارزان «یورکشر» دیدن کرد و در «نیکلاس نیکلبی»، دربارهٔ این اماکن نوشت. در همین روزها با زنی به نام آنجلا بروت کوتس آشنا شد و به دفاع از افکار بشر دوستانهٔ این زن پرداخت و کوشش اجتماعی خود را در خدمت اهداف او به کار بست. از جملهٔ این فعالیت‌ها تأسیس خانه‌ای برای زنان ساقط شده به سال ۱۸۴۷ بود. هر چند دیکنز در سال ۱۸۳۰ از بزرگان ادب آن روزگار محسوب می‌شد، اما او پس از آن نیز، از تلاش خود برای تاختن به بیداد و ستمگری و فخر فروشی، دست نکشید. دیکنز با بسط طرح اولیهٔ «ساعت آقای همفری»، داستانی بلندی با عنوان «دکان عتیقه چی» نوشت و هم‌چون گذشته، فریاد اعتراض خود را از به کارگیری کودکان در معادن، به گوش جامعه‌اش رساند و هم‌چنین طنز تمسخر علیه «توری‌ها» را در نوشته‌ های خود جای داد، کسانی‌که مخالف تصویب قوانین انسانی بودند.

سفر به آمریکا و فرانسه

در سال ۱۸۴۲ با سفر به امریکا و به رغم استقبال گرمی که از او شد، «یادداشت‌هایی از امریکا» و «مارتین چارلز لویت» را به قلم آورد که آمیخته‌ ای بودند از ستودنی‌ های بسیار امریکا و البته همهٔ آن‌چه که در نگاه دیکنز نفرت‌انگیز آمدند. وی در سال‌ های ۱۸۴۴-۱۸۴۵ نیز از ایتالیا دیدن کرد و در آن‌جا ناقوس‌ های جنوا، عنوان «بانگ ناقوس‌ها» را به ذهنش القا کرد، کتاب کوچکی که ضربه‌ای بزرگ به نفع مستمندان روزگارش زد. در پی بازگشت از ایتالیا، چندی سردبیر دیلی نیوز (اخبار روز) شد و برای بهبود وضع مدارس ژنده‌پوشان و لغو اعدام مجرمان در ملأ عام، کمر همت بست. (مدارس ژنده‌پوشان مؤسساتی بودند که در آن کودکان فقیر به رایگان آموزش می‌دیدند.)

«دامبی و پسر» را در پاریس و لوزان نوشت و بعد از نگارش رمان معروف «دیوید کاپرفیلد»، مجلهٔ خود «هاوسهولد وردز» (سخنان خانگی) را راه اندازی کرد. مجله‌ای که سبک سخن او بود، اساسی و انسانی. دیکنز در این ایام نویسندگی و روزنامه‌نگاری را با تئاتر – که اغلب به نفع مؤسسات خیریه برگزار می‌شد – در هم آمیخت.

دوران میان‌سالی

در سال ۱۸۵۱ به «تاویستوک هاوس» نقل مکان کرد که برای اسکان خانواده‌اش و خانوادهٔ همسرش که در ایام عدم حضور دیکنز در وطن با خانوادهٔ او زندگی می‌کردند، به حد لازم، بزرگ بود و پس از این جابه جایی نگارش «خانه قانون‌ زده» را آغاز کرد. دیکنز در سال۱۸۵۳ «سرود کریسمس» را که ده سال پیش از آن نگاشته بود، برای جماعتی ۲۰۰۰ نفری خواند و در سال بعد توانست با انتشار «دوران سختی» در فروش مجله‌ اش «هاوسهولد وردز» که این روزها افت کرده بود، هیجانی به وجود آورد و با شیوع وبا در سال۱۸۵۴، در همین مجله مصراً خواستار بهبود وضع بهداشت جامعه شد. وی پالمرستن و دولتش را به خاطر سوء ادارهٔ وحشتناک جنگ کریمه مورد انتفاد قرار داد و این انتقادها در بی‌کفایتی موصوف در «داریت کوچک» پی گرفته شد. او سرانجام موفق به خرید خانه‌ای شد که از کودکی در رؤیاهای خود می‌پروراند، خانه‌ای نزدیک راچستر – گذر هیل پلیس. اما در سال ۱۸۵۷ برای او واضح و عیان بود که ازدواج و زندگی مشترک او و همسرش به پایان خود نزدیک می‌شود. او که با شور و شوق بسیار، خواستار خوانش قطعاتی از کتاب‌هایش برای علاقه‌مندان بود، در بحران جدایی از کاترین قرار گرفت. کاترین به تشویق مادرش از دیکنز جدا شد و شایعهٔ وجود رابطهٔ نه چندان خوشایند بین دیکنز و «الن ترنان» هنرپیشهٔ جوان بر سر زبان‌ها افتاد. این شایعات و حرافی‌ها، دیکنز را برای دفاع از بی‌گناهی خود و ترنان، وارد عملی پر هیاهو و به دور از احتیاط کرد.

در اوایل ۱۸۵۹ مجله‌ ای تازه با عنوان «سرتاسر سال» که با«داستان دو شهر» آغاز می‌شد، منتشر کرد؛ اما فروش آن دچار افت شد و برای بازگشت به وضع قبلی، انتشار «آرزوهای بزرگ» به او کمک کرد.

مرگ

بی‌قراری دیکنز برای خلق اثر هم‌چنان باقی بود، اما سلامت او با خواندن‌ های پر از شیفتگی‌اش، روز به روز تحلیل می‌رفت. پس از سال ۱۸۶۰ (روزهایی که آرزوهای بزرگ قلم می‌خورد)، الن ترنان، گاه گاه در نزدش می‌ماند. در ۹ ژوئن ۱۸۶۵، دیکنز با سانحهٔ قطار مواجه شد که در مؤخرهٔ «دوست مشترک ما» به آن اشاره می‌کند، اما با این همه، کتاب‌خوانی‌ های او و سفرهایی که با این هدف داشت، ادامه یافت، چنان‌که حدود ۱۸۶۷-۱۸۶۸ دیگر بار به امریکا رفت. او از لحاظ مالی هیچ کم نداشت، اما از نظر جسمانی شکسته به نظر می‌رسید.

بی‌اعتنایی او به هشدارها (فلج جزئی – ناتوانی در خواندن حروف سمت چپ و لنگش روز افزون پای چپ) تا بدان‌جا پیش رفت که در سال ۱۸۷۰ اقدام به یک رشته کتاب‌خوانی جدید نمود. دیکنز در ۱۵ مارس برای آخرین بار «سرود کریسمس» را خواند و سرانجام در ۹ ژوئن ۱۸۷۰، در حالی‌که «ادوین درود» به پایان نرسیده بود، به طور ناگهانی از جهان رفت.


حقایقی ناگفته از زندگی چالرز دیکنز
آرزوهای بزرگ آقای بز*

مخترع کریسمس چه کسی است؟ کدام «بز» را می‌شناسید که رمان بنویسد؟ اسکروچ معروف تر است یا الیور توئیست؟ چطوری هنگام مرگ دختری به نام «نل» ده هزار آمریکایی همزمان ناله سر دادند؟
دوران کودکی دیکنز «بهترین روزگار بود و بدترین روزگار بود. دوران عقل بود و دوران جهل بود. بهار امید بود و زمستان ناامیدی بود. همه چیز در پیش روی گسترده بود و هیچ چیز در پیش روی نبود. همه به سوی بهشت می‌رفتند و  همه به سوی دوزخ رهسپار بودند. الغرض می‌توان گفت که آن دوره مثل دوره حاضر بود». این متن نمونه ای نثر دیکنز و شروع رمان «داستان دو شهر» است.
 
دیکنز در بچگی کرم کتاب بود و خصوصا ً به «تام جونز»، «رابینسون کروزوئه»، «دن کیشوت»، «ژیل بلاس» و «هزار و یک شب» علاقه ویژه ای داشت؛ «صدای بازی بقیه بچه‌ها از حیاط می‌آمد ولی من در رختخواب خودم می‌ماندم و کتاب می‌خواندم». وقتی 10 سالش شد، مجبور شد به خاطر زندانی شدن پدرش مدرسه را ول کند و 2 سال در یک blacking factory که معلوم نیست کارخانه واکس سازی بوده و با کارگاه سیاهکاری، روی جعبه‌های واکس برچسب بچسباند (دیکنز کار تبلیغاتی‌اش را از اینجا شروع کرد)؛ «پدر و مادرم از این کاری که با این حقوق ناچیز (کمتر از یک شلینگ در روز) پیدا کرده بودم، آن قدر خوشحال شدند که اگر در امتحان ورودی کمبریج اول می‌شدم، محال بود این قدر کیف کنند». دیکنز گاهی پول نهار خوردن نداشت و در ساعت استراحت ظهرش چند کیلومتر را تا کاونت گاردن گز می‌کرد تا دست کم به خوراکی‌های مغازه‌های آنجا خیره شود!
دیکنز در «خانه متروک» می‌گوید: «حتی اشخاص بزرگ هم اقوام تهیدست دارند» و الحق که این مرد بزرگ هم جز اقوام تهیدست چیزی در جهان نداشت. دایی‌های دیکنز که یکی دو تا گلبول قرمز اشرافی توی خون‌شان داشتند، حتی بعدها هم که او خیلی پولدار و مشهور شده بود، به خانه‌شان راهش نمی‌دادند و می‌گفتند «کلفت زاده» است.
دیکنز فقط یک سال در 10 _9 سالگی و در 3 سال در 15 _ 13 سالگی به مدرسه رفت (بعدا ً در زمان روزنامه نگاری تحصیلاتش را کامل کرد). پدرش خوشحال بود؛ که «تحصیلاتی ندارد ولی خودش چیزهایی یاد گرفته». پدر دیکنز کلا ً مرد خوشحالی بود: چارلز کوچولو را به اداره‌اش می‌برد و روی یک چهار پایه بلند می‌ایستاند تا برای همکارانش آواز بخواند و قصه بگوید. رابرت براونینگ و ویلیام میک پیس تکری دقیقا ً همسن و همشهری دیکنز با کودکی‌های بسیار مرفه و تحصیلات عالی بودند اما در نهایت به گرد پای دیکنز هم نرسیدند. واقعا ً هم دیکنز شانس آورد که مدرسه نرفت و گرنه با آن آی کیو برابر 180، فوقش یک دکتر یا مهندس یا وکیل معمولی شده بود.

چند حقیقت دیکنزی

* نام «دیکنز» در یک نمایشنامه شکسپیر هم ذکر شده، به معنای شیطان، شرارت و بدشانسی است.
*  7 پسر و 3 دختر داشت و همیشه همسرش را سرزنش می‌کرد که چرا نسبت به زن‌های دیگر این قدر بچه آورد! دیکنز که احساس نمی‌کرد این وسط تقصیری داشته باشد، آخرش هم سر پیری زنش را طلاق داد.
*  عشق «تنابز بالالقاب» بود و برای همه اطرافیانش (از جمله این 10 فرزند) اسم‌های مستعار بی‌معنی و من درآوردی‌ای درست می‌کرد.
* پدر دیکنز به خاطر مبارزات سیاسی علیه استعمار انگلستان به زندان نیفتاد بلکه به زهر مارفروشی‌ها بدهکار بود. البته زندان رفتن برای این خانواده از وضع خانه خودشان بهتر بود چون به صورت خانوادگی و حتی با خدمتکارشان در زندان زندگی می‌کردند. این که چطور پول خدمتکار را داشتند ولی پول زهرماری را نه، هنوز بر همگان پوشیده است.
* وسواس داشت. روزی «صدها بار» جلوی آینه می‌ایستاد و مو شانه می‌کرد. عین قرقاول یا طاووس لباس می‌پوشید (ظاهرا ً مختصری جلف بوده). فقط در راستای شمال به جنوب می‌خوابید. اگر در خانه چیزی سر جایش نبود، نمی‌توانست کار کند و در مهمانی، خانه دیگران را هم عین خانه خودش تمیز می‌کرد.
* صرعی بود و توصیفش از صرع (مثلا ً در برادر نابکار الیور توئیست) آن قدر دقیق است که در کتب پزشکی مثال زده می‌شود.
* عاشق خودش بود و خود را «گوهر درخشان انگلستان» می‌نامید.
* اولین کتابش «قصه‌های پیک ویک» و آخرینش «راز ادوین درود» است که ناتمام مانده و تا حالا عده زیادی ادعای ادامه دادنش را کرده اند.
* مشهورترین و پر فروش ترین داستان‌هایش، «سرود کریسمس» و «داستان دو شهر» هستند (نه الیور توئیست و دیوید کاپرفیلد).
* بلندترین داستانش Bleak House است که با اسم خانه متروک، سریالش را چند باری از تلویزیون دیده ایم.
* اثر مورد علاقه خودش دیوید کاپرفیلد است که می‌گویند خیلی به زندگی خود دیکنز نزدیک است.
* در همه قصه‌های دیکنز حداقل یک شخصت اصلی یتیم وجود دارد.
* دیکنز در 26 سالگی در یک جلسه فرانتس آنتون مسمر (مخترع هیپنوتیزم) شرکت کرد و در بقیه عمر به قول خودش بیماران زیادی را شفا داد.
* کلا ً آدم شوخی بود. سنت در مخفی داشتن در کتابخانه در انگلیس آن زمان رسم بود. در مخفی کتتابخانه دیکنز قفسه ای از کتاب‌های تقلبی با عناوین مسخره بود؛ مثلا ً کتاب  «دانایی‌های نیاکان» در چندین جلد (با عناوین «جهل»، «بیماری»، «خرافات»، «ابزارهای شکنجه» و ... ) و کتاب «فضیلت‌های نیاکان» با قطری بسیار اندک (می‌گفت کسی فضیلتی برای نیاکانش پیدا نکرده است).
 
 * دیکنز- صرف‌نظر از مدل چهره و ریشش- از تخلص (pen name) بز (Boz) برای نویسندگی استفاده می‌کرد
seemorgh.com
apam.ir




نوع مطلب : نویسندگان بزرگ، 
برچسب ها : چارلز دیکنز، بیوگرافی چارلز دیکنز، شرح حال چارلز دیکنز، چالز دیکنز، زندگینامه چالز دیکنز، حقایق زندگی چارلز دیکنز،
لینک های مرتبط :


شنبه 1 تیر 1398 03:40 ب.ظ

Many thanks! An abundance of knowledge!

cialis pas cher paris look here cialis order on line cialis in sconto cialis professional from usa brand cialis generic prices for cialis 50mg only best offers cialis use cialis tablets australia generico cialis mexico cialis tablets australia
چهارشنبه 29 خرداد 1398 08:14 ب.ظ

Many thanks, Numerous advice!

how do cialis pills work click here to buy cialis rezeptfrei cialis apotheke prix de cialis discount cialis cialis baratos compran uk cialis generico where to buy cialis in ontario cheap cialis cialis pills in singapore
یکشنبه 26 خرداد 1398 09:50 ق.ظ

Terrific information. Kudos.
cialis name brand cheap we recommend cheapest cialis cialis 5 mg funziona tadalafil 20 mg cialis side effects dangers cialis purchasing we like it cialis price effetti del cialis cialis pills in singapore order generic cialis online
شنبه 25 خرداد 1398 08:09 ب.ظ

Nicely put, Appreciate it!
cialis per paypa cialis for daily use interactions for cialis cialis reviews cialis with 2 days delivery cipla cialis online cialis coupons printable only best offers cialis use buy online cialis 5mg 40 mg cialis what if i take
شنبه 25 خرداد 1398 06:01 ق.ظ

Nicely put. Appreciate it!
cialis kamagra levitra cialis generico in farmacia wow cialis tadalafil 100mg cialis 100 mg 30 tablet tadalafil generic chinese cialis 50 mg generic cialis 20mg tablets interactions for cialis venta de cialis canada buying brand cialis online
جمعه 24 خرداد 1398 03:55 ب.ظ

Good content. Regards.
achat cialis en itali tesco price cialis cuanto cuesta cialis yaho cialis cuantos mg hay cialis e hiv cialis official site safe dosage for cialis buy cialis online legal venta cialis en espaa buy cialis online
پنجشنبه 23 خرداد 1398 11:48 ق.ظ

With thanks. I value it!
generic cialis 20mg tablets cialis ahumada cialis 20 mg effectiveness price cialis per pill click here cialis daily uk cialis professional yohimbe cialis side effects dangers when can i take another cialis cialis patentablauf in deutschland buy cialis uk no prescription
سه شنبه 21 خرداد 1398 07:21 ق.ظ

You really make it seem so easy with your presentation but I find this matter to be actually something which I think I would never understand. It seems too complex and very broad for me. I'm looking forward for your next post, I'll try to get the hang of it!
یکشنبه 19 خرداد 1398 04:31 ب.ظ

Fantastic write ups. Many thanks!
cialis 20 mg cut in half cialis cost cialis qualitat opinioni cialis generico wow look it cialis mexico cialis price in bangalore cialis sans ordonnance cialis side effects dangers 40 mg cialis what if i take preis cialis 20mg schweiz
شنبه 24 فروردین 1398 05:10 ق.ظ

Nicely put, Thanks a lot.
canadian drugs canadian rxlist canada pharmaceuticals online drugs for sale in canada canadian prescriptions online northwest pharmacy canada northwestpharmacy canadian mail order pharmacies canadian drug canada pharmacies
پنجشنبه 15 آذر 1397 03:25 ب.ظ

You revealed this exceptionally well.
generic cialis at walmart cialis pills boards cialis mit grapefruitsaft cialis prices cialis 20mg cialis 20mg preis cf cialis 20 mg effectiveness price cialis best can i take cialis and ecstasy side effects of cialis
چهارشنبه 14 آذر 1397 07:33 ب.ظ

Kudos! Lots of tips!

generic cialis 20mg tablets cialis for sale cialis generique 5 mg tarif cialis france cialis mit grapefruitsaft tadalafil generic cialis 5 mg effetti collateral canadian discount cialis we choice cialis uk cialis 20mg preis cf
سه شنبه 13 آذر 1397 06:28 ب.ظ

Amazing write ups, Regards!
only now cialis for sale in us cialis billig cialis price thailand enter site natural cialis cialis sicuro in linea buy cialis uk no prescription cialis super kamagra cialis pills in singapore achat cialis en europe discount cialis
سه شنبه 13 آذر 1397 07:19 ق.ظ

Fantastic facts. Thanks!
we like it cialis soft gel cialis canada only here cialis pills cialis kaufen bankberweisung only here cialis pills tadalafil 5mg cialis generico tadalafil 20mg generic cialis review uk cialis dosage
دوشنبه 12 آذر 1397 07:21 ب.ظ

You actually explained this very well.
cialis reviews how do cialis pills work cialis generico in farmacia 5 mg cialis coupon printable cialis professional from usa cialis lilly tadalafi cialis reviews cialis prezzo al pubblico cialis name brand cheap cialis 5 mg para diabeticos
یکشنبه 11 آذر 1397 06:52 ب.ظ

Position effectively considered.!
cialis en mexico precio generic cialis review uk female cialis no prescription cialis 5 effetti collaterali click here take cialis cialis ahumada cialis tablets for sale cialis coupon cialis 5 mg funziona cialis 20 mg
شنبه 10 آذر 1397 06:06 ق.ظ

Incredible a good deal of terrific information.
deutschland cialis online cialis preise schweiz buy cialis cheap 10 mg cialis 20 mg generico cialis mexico generic cialis cialis 5 mg effetti collateral click here to buy cialis venta cialis en espaa safe dosage for cialis
جمعه 9 آذر 1397 07:02 ق.ظ

You said this fantastically.
cialis prezzo di mercato generic cialis pill online cialis cipla best buy cialis daily generic cialis at walmart cheap cialis purchasing cialis on the internet buy generic cialis acheter cialis kamagra cialis flussig
پنجشنبه 8 آذر 1397 07:49 ب.ظ

Wow a lot of terrific material!
we recommend cheapest cialis best generic drugs cialis when will generic cialis be available cialis canada on line cialis kamagra levitra price cialis per pill buy generic cialis cialis generico milano canadian cialis we use it 50 mg cialis dose
پنجشنبه 8 آذر 1397 08:06 ق.ظ

Superb postings, Many thanks!
cialis generico lilly buying cialis in colombia cialis generika when will generic cialis be available cialis preise schweiz enter site 20 mg cialis cost cialis kamagra levitra buying brand cialis online cialis 20mg preis cf generic for cialis
چهارشنبه 7 آذر 1397 07:32 ق.ظ

Cheers. I value this!
cialis 05 does cialis cause gout cialis for daily use enter site 20 mg cialis cost prices on cialis 10 mg where to buy cialis in ontario cialis herbs cialis dosage recommendations cialis sans ordonnance cialis 100 mg 30 tablet
دوشنبه 9 مهر 1397 04:08 ق.ظ

Cheers. I enjoy this!
cialis therapie discount cialis cialis prices low dose cialis blood pressure cialis en 24 hora deutschland cialis online prices on cialis 10 mg cialis rckenschmerzen cialis daily reviews cialis prices in england
چهارشنبه 14 شهریور 1397 10:54 ق.ظ

You actually suggested it adequately.
prescriptions from canada without canadian online pharmacies legitimate canadian pharmacy viagra canadianpharmacy canada viagra canada medication cost canada online pharmacies surrey canadian pharmacycanadian pharmacy drugstore online shopping canadian medications pharmacy
سه شنبه 13 شهریور 1397 01:41 ب.ظ

With thanks. I enjoy it.
buying viagra buy sildenafil online cheap generic levitra online sildenafil uk where can you purchase viagra sildenafil buy online uk cheap online viagra order viagra online usa buy viagra online next day delivery uk how do you buy viagra
یکشنبه 11 شهریور 1397 07:19 ب.ظ

With thanks. Lots of information.

cialis 20 mg we choice cialis uk cialis kamagra levitra tadalafil 20mg buy cialis sample pack legalidad de comprar cialis online prescriptions cialis cialis 5mg prix generic cialis pill online click here to buy cialis
سه شنبه 23 مرداد 1397 07:29 ق.ظ

You actually suggested that very well!
viagra online pharmacy viagra buy viagra how to get viagra uk order viagra online buy viagra overnight viagra how to buy viagra online purchase buying viagra online how can i order viagra purchase viagra online uk how to find viagra
دوشنبه 22 مرداد 1397 11:06 ب.ظ

You said it very well.!
price cialis wal mart pharmacy achat cialis en europe generic cialis tadalafil venta cialis en espaa cialis without a doctor's prescription prix cialis once a da cialis 10 doctissimo what is cialis viagra vs cialis vs levitra cialis tablets australia
دوشنبه 7 خرداد 1397 11:29 ق.ظ

Perfectly spoken really. !
generic low dose cialis price cialis best purchase once a day cialis cialis 100mg suppliers cheap cialis cialis generico lilly we recommend cialis best buy low dose cialis blood pressure we recommend cheapest cialis cialis generique 5 mg
پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397 12:00 ب.ظ

Fantastic facts. With thanks!
cialis en 24 hora cialis generic cialis 5 mg para diabeticos prezzo di cialis in bulgaria generic cialis cialis para que sirve cialis pills price each we like it safe cheap cialis canada discount drugs cialis cialis prices in england
چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 07:17 ق.ظ

Superb stuff. Regards!
getting viagra online buy viagra online order blue pill online viagra buy how can i order viagra pharmacy buy online viagra for men where buy viagra uk how get viagra where to buy viagra safely online
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30